سلام خوبین؟
منم خوبم...
من یه دوستی دارم اسمش مجتبی هست...
یکم پسر ساده و به قول معروف سوسولیه!
و وقتی که یه سیم کارت جدید به دستم رسید حس مردم آزاریم فعال شد!
تصمیم گرفتم به اسم دختر با مجتبی دوست شم!
دیروز تو راه برگشت از کلاس با اتوبوس اسم بلوتوثمو گذاشتم الهه ناز...
گوشی مجتبی رو گرفتم و به الهه (من!) پیام دادم...
بعدشم به زور شمارشو به خودم فرستادم (میگف دوس ندارم شمارمو بدی به یه دختر!)
اون روز گذشت و شب شد... سیم گوشیم رو عوض کردم و بهش اس دادم...
همون لحظه سیم خودم رو انداختم...دیدم بهم اس داده که حسین طرف اس داد چیکار کنم؟
گفتم چی میگه؟ گفت میگه خودتونو معرفی کنین...منم گفتم چی بگه و سیم رو عوض کردم!
اس داد که صبح با هم حرف میزنیم...
طی این عملیات حرفه ای هر چند لحظه یکبار سیم عوض میشد که شک ایجاد نشه!!
امروز صبح اس داد و با هم حرفیدیم...
البته صبح هی به هر دو سیم اس میداد که باعث ایجاد شک شد!!
دوباره با یه عملیات حرفه ای شک رفع شد!
ظهر بهش گفتم که عصری بیاد پارک طوبی (نزدیک آموزشگاه)
خلاصه ساعت ۷:۳۰ (ساعت اتمام کلاسا) قرار گذاشتیم...
رفتم که کلاس بدجور بهم شک کرده بود!
گف اگه الآن جواب اس رو نده میفهمم تویی!!
منم که کم نمیارم!... زیر میز سیم رو عوض کردم و اس نوشتم! بدون این که بویی ببره!! (رو یه نیمکت نشسته بودیم!!!)
بعد دیگه باور کرد که الهه ای وجود داره! (خب الهه همون منم دیگه من وجود ندارم؟!)
بعد هم آقای صادقی اومد گفت آزمون زنگ آخر به جمعه موکول شد...
به مجتبی گفتم اس بفرسته که ساعت ۶ بیاد...
بعد تموم شدن کلاس صادقی اومد کلاس گفت آزمون لغو نشده همین الآن بشینین آزمون بدین!
مجتبی هم نتونست کاری کنه!!
بعد آزمون داشتیم میرفتیم پارک به احسانم گفتیم با یکی قرار گذاشتیم دیر شده!
بعدش سه تایی راه افتادیم پارک...احسانم گوشی مجتبی رو گرفته هی زنگ میزنه هی پیام میذاره...
(عزیز دلم اینطوری شد عزیز دلم ببخشین کار پیش اومد!)
منم تو خودم دارم غش میکنم!!
رفتیم یه نیم ساعتی تو پارک نشستیم خبری نشد! (خبر کجا بود بابا خبر منم دیگه!)
بعد رفته رفته جمعمون جمع شد...یه کلیپ صوتی خنده دار باز کردیم...دیگه داشتیم غشش میکردیم!
وای خدا اند خنده بود... به زبان ترکیه وگرنه میذاشتمش...ببخشین
بعد هم اومدیم خونه... بیچاره مجتبی خیلی ناراحت بود...
کلی ازش برام تعریف کرد...
دیگه هم جوابشو ندادم تموم شد رفت!
اینم یه خاطره خوب! (ینی یه خاطره مردم آزاری خوب!)
ولی خیلی حال کردم... به امتحانش می ارزه!
فهلا خدافستووووووووون...