دین و مرگ و تولد!!!

سلام به مغز سوخته ها خوبین؟

منم مغزم سوخت...

به خاطر همین قالبمو عوض کردم.

خوشتون اومد؟

خوشمله؟

د د د د د د د د د د د د...

ی ی ی ی ی ی ی ی ی...

ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن ن...

ی ی ی ی ی ی ی ی ی...

اوخ اوخ من ن ن ن یه لحظه هنگ کردم ببخشید د د د...

دینی خوندن خوش میگذره؟

به من که در حد المپیک خوش میگذره...

هورااااااااااااااااااا تولدم مبارک باشه...

امشب قراره تولدمو تو پارک بگیریم.

جاتون پیشاپیش خالی ی ی ی ی...

خوب دیگه من برم دین و مرگ بخونم خیلی خیلی عقب مونده ام.

ببخشید دیگه نتونستم گالری تصاویرو آپ کنم.

آخه اگه آپ میکردم همشونو میزدم حذف میکردم!!!

همتونو دوس س س س س دارم.

نظر یادتون نره ها!!!

بای ی ی ی ی ی ی ی

تولد تولد تولدم مبارک

سلام به دوستای گلم خوبین؟

وای دلم برا همتون تنگیده بود.

آخ جووووووون خیلی وقت بود که کامپیوترمو جمع کرده بودم ولی امروز به زور از مامانم اجازه گرفتم بازش کنم و به سلامتی وبلاگمو آپ کنم:

هورااااااااااااااااااااااااااا تولدم پیشاپیش مبارک

تولد من درست اول خرداد ماهه درست روزی که اولین امتحانمونو میدیم...

اونم ینی حال گیری در حد المپیک چون باید روز تولدت بشینی دین و زندگی بخونی

جاتون خالی پنجشنبه رفته بودیم مدرسه ولی هیش کدوم از معلما نیومده بودن...

فقط معلم پرورشی زنگ دوم اومد و تو یه رب امتحان ترمو گرفت و رفت.

منم مثل همیشه درسشو نخونده بودم و همه سوالات رو از بغل دستیم کپی برداری کردم و فک کنم بیست بشم(تقلب بیست نمره ای!!!).

بعد از امتحان ناظم اومد کلاس و گفت که صندلی هامونو ببریم زیر زمین(کلاس ما تو طبقه سومه)و برا امتحانات پیش دانشگاهی ها بچینیمشون منم زرنگی کردمو یکی از صندلی ها رو برداشتم رفتم زیرزمین و برگشتنی رفتم پیش مسوول امتحانات المپیاد خلاصه چند تا سوال الکی پرسیدمو وقت گذشت به همین سادگی!!!بعد ناظم بهمون گفت که میتونین برین...

ما هم با چند تا از دوستا رفتیم یکی از پارک های کنار مدرسمون چند تا عکس گرفتیمو بعد پارکو نقطه به نقطه متر کردیم.بعدش رفتیم از مغازه یه چیزی بخریم بخوریم داشتیم از گرسنگی میمردیم

ولی خودتون که میدونین آخر هفته هست و وضعیت مالی خراب...

قرار شده بود شنبه کلاس برا نیم ساعت تشکیل بشه و ادبیات درس های عقب مونده رو تدریس بکنه

وقتی رفتم دیدم همه دارن عکاسی میکنن.دوربین گوشی منم خیلی عالیه به همین دلیل گفتم بزنین کنار عکاس باشی تشریف فرمایی کردن!!!

وقتی از کلاس بیرون اومدیم داشت نم نم بارون میبارید خلاصه قضیه پارک رفتن اول هفته(از نظر اقتصادی)هم لغو شد و همه برگشتیدن خونشون.

بعد از اون فقط نشستم خونه و دارم درس میخونم.

برام دعا کنین که معدلم 18/50 به بالا بیاد اون وقت بابام برام یه لپتاب میخره...

خوب دیگه من برم بخوابم نصف شبه مغزم دیگه داره داغ میکنه.

گالری تصاویرو آپیدم حتما ببینینش

همتون رو دووووووووووووست دارم

بای بای